تبليغاتX
ارزش نیوز - گزارشی کوتاه از اربعین 88 در مسیر کربلا

بسمه تعالی

گزارشی کوتاه از اربعین 88 در مسیر کربلا

(سی و یکمین فجر انقلاب اسلامی گرامی باد)

      بار دیگر اربعین حسینی فرا رسید و فریاد و شور لبیک یاحسین سراسر عالم را فرا گرفت. دلدادگان به سرور و سالار شهیدان حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام دلهایشان بسوی کربلا پرواز نمود و آنانی که در توان داشتند و امکان حضورشان در کربلای معلّی وجود داشت خود را به معشوق رساندند. سحرگاه 11/11/88 که به مرز شلمچه رسیدیم در حسینیه شهدای شلمچه قریب یکصد نفر از زائران ورزشکاری را مشاهده کردیم که با کاروان پیاده از مشهد مقدس طیّ پنجاه روز خود را بدانجا رسانده بودند. از دیگر نقاط کشورمان نیز خبرهایی حاکی از حرکت کاروانهای پیاده به سمت کربلا وجود داشت. اما در میان این همه شور و عشق، حضور پرشور و کم نظیر ملت مسلمان عراق وصف ناپذیر و ستودنی است. این بار عراق چهره ای دیگر به خود داشت گو اینکه شیعیان برای بزرگترین مراسم آماده شده بودند. بر پشت بام ها و سر درب منازل و مغازه ها پرچم های عزای حسینی به پا شده بود؛ چندین هزار استراحتگاه مردمی در طول مسیر برای عزاداران حسینی فعال و آماده پذیرایی زائران بود. شیعیان و دلباختگان سرور و سالار شهیدان با پیمودن دهها و صدها کیلومتر از شهرهای مختلف بصره و العماره و نجف اشرف و بغداد و ... به صورت پیاده نهایت عشق و علاقه و ارادت خود را بروز داده و چشم دشمنان اسلام ومنافقان را کور نمودند. خانواده هایی که به همراه همسر و فرزندان خردسالشان این مسیرهای طولانی را طی می کردند و گرد و غبار سفر بر چهره خود و فرزندانشان گویای مسیری طولانی را داشت فرزندان خردسالی که یا در آغوش مادران خود بودند یا در کالسکه هایی که طیّ مسیر می کردند.

      هر چه به اربعین نزدیکتر می شدیم شتاب برای رسیدن به کربلا زیادتر و زیادتر می شد و شبها نیز در آن هوای نسبتاً سرد راهیان کوی حسینی از حرکت نایستاده و طیّ طریق می کردند و علی رغم حمله های وحشیانه و ناجوانمردانه استکبار جهانی به دست ایادی بی رحمشان به کاروان های پیاده و به شهادت رساندن زن و مرد و پیر و جوان و خردسال، هیچ خللی در عزم عاشقان حسینی بوجود نمی آمد و همچنان جاده های منتهی به کربلا مملو از جمعیتی که غالباً جوان و بعضاً با پای برهنه و پیوسته سرازیر سرزمین عشق بودند. چنان جمعیتی که انسان متحیر از این می شد که چگونه شهر کربلا توان پذیرش آنها را خواهد داشت، پذیرایی از راهیان کوی عشق خود یکی از حماسه های به یاد ماندنی و وصف ناپذیری است که این روزها عراقی ها به نمایش گذاشتند و در طول مسیر صدها کیلومتری همگی خود را موظف به خدمت از زائرین حسینی می دانستند و اهالی هر کوی و برزن و محل و حتی روستاهای دارای چند خانوار با آن امکانات بسیار کم عاشقانه به اطعام و سقایت از زائران می پرداختند و هر کدام تلاش می کردند که زائرانی را به سوی خود جلب و به استراحتگاه خود دعوت کنند و آنقدر این حجم در حدّ بالا و به طور پیوسته و گسترده بود که آن جمعیت عظیم مجبور بودند از کنار غالب ایستگاههای پذیرایی عبور نموده و نتوانند به دعوت خادمان زائران حسینی پاسخ مثبت دهند.

      در کنار این شور و حماسه صحنه های عجیبی به چشم می خورد آن دختربچه ای که در شهر نجف اشرف حلوای دست پخت مادرش را به کنار مسیر آورده و تلاش می کرد که زائران از آن میل کنند، تا آن پسر بچه ای که در روبروی روستایشان یک صندلی با پارچ آب و لیوان گذاشته و انتظار می کشید که در کنار این همه موکب های بزرگ و پذیرایی های عظیم، زائری نیز از آب او بیاشامد، اینها همگی نشان از نهایت ارادت و اخلاص و عشق آنان به خاندان عصمت و طهارت را می رساند. در چند روزی که ابتدا در شهر نجف بودیم خیابان روبروی هتل یکی از مسیرهایی بود که زائران حسینی به سمت حرم مطهّر حضرت علی علیه السلام می رفتند تا پس از زیارت به مسیر خود ادامه دهند. روز و شب جمعیت بدون وقفه در دسته های مختلف و غالباً با کفشهای ساده ای چون دمپایی در حرکت بودند. زائرینی که به هنگام رسیدن به حرم فقط در رسیدن به ضریح معشوق خود فکر می کردند و همین باعث شده بود که در جلو بازرسی های حرم انبوهی از کفش رها شده باشد. حرم مطهر مولای متقیان حضرت علی علیه السلام و اطراف آن مملو از کاروان های اربعین بود و آنها با ذکر لبیک یا علی وارد حرم مولای خود شده و با توقفی کوتاه به حرکت خود ادامه می دادند. ساعت 2 بامداد 14/11/88 در هوایی نسبتاً سرد سوار بر اتوبوس عازم کاظمین شدیم در بین راه با ترافیک خودرویی برخورد نمودیم که به سمت کربلا می رفتند در آن تاریکی و هوای سرد متوجه شدیم که کاروانهای پیاده در کنار جاده به طور پیوسته در حرکت هستند. پس از یک ساعت زیارت امامان کاظمین(علیهم السلام)  و خروج از بغداد، سیل جمعیت پیاده در مسیر کربلا در حرکت بود بطوریکه کاروانهای سواره مجبور بودند با طی مسافتی طولانی مسیری فرعی که پیاده ها از آن نمی رفتند انتخاب کنند. در یکی از آن مسیرها که چند روستای بسیار کوچک در کنارش وجود داشت شور و هیجان برای پذیرایی از زائران حسینی در اوج خود بود. در یک توقف کوتاه جلوی بازرسی، روستائیان ما را برای نهار دعوت کردند و چون متوجه شدند پیاده نمی شویم با عجله طبقی از خرما به داخل اتوبوس فرستادند. گمانمان بر این بود که نماز ظهر و عصر را در کربلا می خوانیم اما در همین مسیر فرعی هم ترافیک سنگینی بوجود آمد و مجبور شدیم در جلوی روستایی دیگر که چند خانه داشت پیاده شده و نماز بخوانیم. جاده خاکی و کنار آن باتلاقی بود که اهالی با ریختن مقادیر زیادی خاک و شن دو چادر بزرگ برای خواهران و برادران برپا نموده بودند. پس از نماز بلافاصله برایمان سفره انداخته و نهار آوردند و به زبان عربی اصرار می کردند به جهت برکت از نهار آنان بخوریم و چون نهار خورده بودیم از میوه و خرمای خود زائران را پذیرایی نمودند. آنها که از حضور ما خوشحال شده بودند ظرفهایی از خرمای محلی خودشان به زائران می دادند. 

      مقداری که جلو تر رفتیم در چهل کیلومتری کربلا خودروها برای ساعتها متوقف شدند و چنان ترافیکی بود که هیچ امیدی برای باز شدن آن نبود، نماز مغرب و عشاء را کنار جاده خواندیم. با توقف خودروهای عراقی در کنار جاده و پیاده روی، امکان حرکت اتوبوس زائران ایرانی فراهم شد و ساعت 3 بامداد 15/11/88 و پس از 25 ساعت ناباورانه متوجه شدیم که وارد کربلا شدیم. در کربلا خیل عظیم زائران حسینی علاوه بر منازل و مکانهای عمومی در چادرهای بزرگی که در خیابانهای اطراف زده شده بود مستقر بودند در کربلا نیز گروههای مختلف نسبت به پذیرایی و اسکان عزاداران حسینی شبانه روز فعالیت داشتند بین الحرمین و صحن های مطهر مملو از جمعیت بود و هیئتهای عزاداری نیز در دسته های مختلف وارد صحنین شده و خارج می شدند و فریاد لبیک یا عباس و لبیک یا حسین زمزمه کسانی بود که وارد حرمین می شدند. ازدحام جمعیت بقدری بود که تردد در بین الحرمین و خیابانهای منتهی به آن به سختی امکان پذیر بود و برآورد جمعیت را تا بالای ده میلیون نفر تخمین زدند و این برگ زرینی برای رهپویان راه حسینی بود. علی رغم تدابیر شدید امنیتی باز دشمنان مکتب سرخ علوی نتوانستند کینه و عداوت خود را پنهان کنند و در بعد از ظهر اربعین هنگام بازگشت زائران قریب دویست نفر را توسط انفجار بمب و خمپاره به شهادت رسانده و بسیاری را مجروح نمودند؛ اما این کوردلان سیه رو می دانند که هر آنچه از شیعیان را به شهادت برسانند آنها استوارتر از گذشته راه شهدای خود را ادامه خواهند داد.

      اما یک نکته هم در سی و یکمین سال فجر پیروزی انقلاب اسلامی یادآور شویم که این آوازه ها چون حرکت عظیم اربعین از برکت انقلاب عظیم اسلامی به معماری رهبر کبیر انقلاب است و اگر این انقلاب نبود رژیم طاغوتی گذشته و حزب بعث در عراق اجازه انجام چنین حرکتهایی را نمی دادند و اگر امریکا امروز به دریوزگی افتاده و عواملش با انفجار بمب حرکاتی مذبوحانه انجام می دهند بیش از این از دستش بر نمی آید. بدون شک امام و شهدای انقلاب سهم بزرگی در این ثوابهای عظیم دارند و اگر کسانی تلاش کنند که این چراغ فروزان را خاموش نمایند علی رغم اینکه در صد موفقیت آنها بسیار پایین است، اما معصیت بالایی را برای خود رقم می زنند.

      نکته دیگر که توجه به آن ضروری می نماید اهتمام جدّی به مسائل سیاسی است که متأسفانه بعضی از مقدس مآبها خود را از آن دور نگه داشته و به خیال خود حدّ وسطی را دارند، در حالیکه دو جبهه حق و باطل بیشتر نداریم و کنار کشیدن ها به نفع جبهه باطل تمام خواهد شد. به یاد داریم که چگونه استکبار جهانی با عوامل داخلی توانست نهضت مشروطیت را منحرف و به مرور مردم شیعه ایران را به کشوری همدست با اسرائیل غاصب تبدیل و قبل از انقلاب، دیگر مسلمانها ایرانیها را به عنوان اخوالیهود می شناختند. چگونه استکبار با سرسپردگانش توانست حزب بعث و خونخواری چون صدام را بر مردم شیعه عراق مسلط نموده و چون رضاخان کاری بر سر آنان بیاورد که جرأت عزاداری کردن نداشته و حرمهای ائمه علیهم السلام خالی از زائر شود. و چگونه استکبار توانست ملت شیعه عراق را رو در رو با ایران اسلامی قرار داده و سرمایه های انسانی و طبیعی هر دو کشور را بر باد دهد. بی شک همه اینها به بصیرت و آگاهی و آشنایی به انجام وظایف فردی و اجتماعی برمی گردد که اگر این نباشد ناخودآگاه به دست به ظاهر خودی ها ملتها به سمت استثمار کشیده می شوند. نکته ای که امام راحل نیز در وصیت نامه بر آن تأکید نمودند. اگر نگاهی گذرا به فتنه اخیر بیاندازیم؛ فتنه گران چگونه توانستند بسیاری را فریب داده و در مسیر دشمن قرار دهند و اگر نبود رهبری های هوشمندانه مقام معظم رهبری و حضور به موقع قاطبه ملت معلوم نبود استکبار جهانی با ایادی داخلی اش و با ضدانقلابهای به هم پیوسته و سران فتنه ای که بر طبل جهالت و لجاجت خود همچنان می کوبند و عده ای خواص بی بصیرت همچون ابو موسی اشعری، چه بر سر این نظام اسلامی می آمد و ممکن بود کار از دست همه خارج شود و دشمن میدان داری کند؛ همان خطری که امام راحل در وصیتنامه نگران آن بوده و در بحث انتخابات هشدار داده بودند.  

+ نوشته شده توسط علی اصغر باقری در سه شنبه 20 بهمن1388 و ساعت |