نامهاي دردمندانه به آقاي صدوقي
فتنه هاي اخير ريشه در گذشته دارد
اشاره:
نامه ذيل مربوط به يكي از شهروندان استان يزد به نام آقاي جواد بهبودي است كه خطاب به حجت الاسلام و المسلمين صدوقي امام جمعه اين شهر نوشته و جهت چاپ به دفتر نشريه ارسال شده است. از آنجايي كه مطالب آن ميتواند براي خوانندگان مفيد باشد، آن را به دست چاپ ميسپاريم.
حضرت حجت الاسلام و المسلمين حاج شيخ محمدعلي صدوقي (دامت افاضاته)
نماينده محترم ولي فقيه و امام جمعه يزد
به عنوان يك شهروند يزدي كه دوران درخشان زعامت صدوقي بزرگ و شهيد محراب را از نزديك ديدهام، نكاتي را به عرض ميرسانم؛ انشاء ا... كه رضايت خالق يكتا را به همراه داشته باشد.
شما بهتر ميدانيد كه ابوي بزرگوارتان چطور در انتخابات رياست جمهوري اول راست قامت ايستاد و در جايي كه بسياري از خواص از بنيصدر حمايت كردند، لحظهاي از مخالفت با بنيصدر كوتاه نيامد و زيباتر اينكه با اشاره امام، حمايت و با اشاره ايشان به شدت مخالفت ميكرد. ايشان هرگز خود را بر امام مقدم ندانست. شما در خاطرات خود در مجله شاهد ياران شماره 34 در توصيف ولايتپذيري ايشان ميفرماييد. “يكبار هم از جبهه آمدند تهران، پرسيدم: آقاجان! چقدر تهران ميمانيد؟ گفتند يزد خيلي گرم است و من هم خيلي خستهام و ميخواهم ده پانزده روزي اينجا بمانم. ما خيلي خوشحال شديم. فردا صبح 9 و 10 بود كه گفتند “بلند شو برويم سري به امام بزنيم. رفتيم. در بين صحبت، امام پرسيدند: “آقاي صدوقي! كي تشريف ميبريد يزد؟ حاج آقا گفتند: فردا “من تعجب كردم ... به حياط كوچك امام كه رسيديم، گفتم: شما كه قرار بود ده پانزده روز اينجا بمانيد؛ پس چه شد؟ گفتند: “از اين سؤال امام متوجه شدم كه ايشان مايلند در اين ايام، من يزد باشم. گفتم: “ايشان شايد همينطوري پرسيدند. حاج آقا گفتند: خير! نحوه سؤال ايشان به گونهاي بود كه من بايد در يزد باشم.” حاج آقا! اكنون بيش از 20 سال است كه شما در كسوت نمايندگي ولي فقيه و امام جمعه يزد، خدمتگزاريد. ولي براي جوانان كه پدر شما را درك نكردند و ديگر مردم حزب ا... يزد سؤالاتي درباره شما وجود دارد كه بيجواب مانده است. آيا شما در اين چند روز از خود پرسيدهايد كه چرا در تظاهرات خودجوش مردمي صبح چهارشنبه 9/10/88 شعار ميدادند: “صدوقي، صدوقي! برائت، برائت”. و آيا سؤال كردهايد چرا همان ياوران صدوقي بزرگ، از فرزند او چنين سؤالي ميكنند؟!
بگذاريد سؤالات خودم را با شما چنين مطرح كنم:
حاج آقا! در هشت سال دولت اصلاحات، شما همواره يكي از مدافعان آقاي خاتمي بوديد؛ در حاليكه بهتر از ما ميدانيد سياست فرهنگي آقاي خاتمي در دوران وزارت ارشاد، شديداً مورد اعتراض ولي فقيه زمان، خامنهاي عزيز (روحي فداه) قرار گرفت تا آنجا كه مجبور به استعفا گرديد؛ ولي شما او را در پست رياست جمهوري مورد حمايت قرار داديد و مدتي را در مسؤوليت معاونت پارلماني حقوقي وي فعاليت كرديد. حتي در دوراني كه در نشريات اصلاحطلب، بزرگترين جسارتها به اسلام، قرآن، ائمه طاهرين و حتي خداوند شد. حداقل اعتراضي به سياست ضد فرهنگي ايشان نكرديد تا آنجا كه نوشتند ميتوان عليه خداوند تظاهرات كرد و ... . 520 مورد شبههافكني، جسارت به مقدسات و ... از فروردين 77 تا آذر 78 در اين روزي نامهها به نام آزادي و اصلاحات درج گرديد. در حاليكه مقام معظم رهبري آن را به شبيخون فرهنگي تشبيه كردند، شما چقدر موضعگيري كرديد؟! آيا اگر پدر شما در قيد حيات بودند، سكوت پيشه ميساختند و اين دولت را حمايت ميكردند؟
به نام رفرم و اصلاحات، بزرگترين جسارتها به ساحت مقدس اسلام، قرآن، ائمه طاهرين و ... صورت دادند. قانون اساسي و اصل مترقي آن ولايت فقيه كه ميثاق خون شهدا بود و در تدوين و تصويب آن شهيد محراب صدوقي، پدر شما، بسيار تلاش كرد و رنج كشيد، مورد حمله قرار گرفت. شما بهتر ميدانيد در فرهنگ سياسي، رفرم يا اصلاحات به اموري گفته ميشود كه دستاندركاران اين سياست در قالب قانون اساسي و حكومت رايج كشور دست به اصلاحات ميزنند. ولي آيا در دوره اصلاحات، حركت دولت اصلاحات خاتمي! در چارچوب جمهوري اسلامي بود و يا در پي براندازي بودند؟
آيا يكبار اتفاق افتاد شما دولت آقاي خاتمي را به نقد بكشيد و به سياستهاي هنجارشكن فرهنگي، سياست خارجي ذليل كننده دولت و ... انتقاد كنيد؟! ولي در دوره اول رياست جمهوري آقاي احمدينژاد، زبان نقد شما در نماز جمعه باز بود. ما مخالف انتقاد نيستيم، ولي چرا انتقاد گزينشي صورت ميگيرد؟ زمانيكه آقاي خاتمي در سفر به آمريكا، آبراهام لينكلن - يكي از روِساي جمهوري آمريكا - را كه دستش به خون بيگناهان ملتها آغشته بود، شهيد ناميد و از جانب آنان كه اندك اطلاعي از تاريخ امريكا داشتند مورد خنده قرار گرفت، شما اعتراض نكرديد يا حداقل گوشزد نكرديد كه شهادت در مكتب اسلام به ويژه در شيعه است.
از شما به عنوان يك روحاني سؤال ميكنم آيا بردن يك خشت خام، مظهر اوج غناي فرهنگ ايران و اسلام است يا با عزت تمام در دانشگاه كلمبيا از عزت اسلامي و ايراني سخن گفتن؟ حاج آقا! حرمتشكنيها در يزد و آنچنان بالا رفت كه يك هنر پيشه معلوم الحال زن، بر روي سن، پسري را جلوي چشم حاضران بوسيد؛ در حاليكه همه ميدانيم و شما بهتر ميدانيد آيتا... شهيد صدوقي نسبت به ورود افراد معلوم الحال به اين استان بسيار حساس بود. مگر شهيد محراب نبود كه جلوي سخنراني مادر رضائيها را گرفت؟! مگر شهيد محراب نبود كه به سردبير روزنامه انقلاب اسلامي بنيصدر اجازه ورود به شهر نداد و از همان فرودگاه او را به تهران بازگرداند؟ در حاليكه در دوره اصلاحات، استان يزد مأمن سخنراني افراد هتاكي بود كه به نام اصلاحات، نظام و اركان اساسي آن را زير سؤال ميبردند. آيا شما نيز مثل پدر بزرگوارتان جلوي آنها را گرفتيد و يا اجازه داديد سخنراني كنند؟ و...
حاج آقا! آيا هيچگاه از خود سؤال كردهاند كه چرا پايگاه انقلاب، مسجد حظيره، ديگر آن تجمعات بزرگ دوران شهيد محراب را به خود نميبيند؟ اكنون ديگر از آن نماز جماعاتي كه با انبوه جمعيت حتي در دوران مرحوم آيت ا... خاتمي برگزار ميشد، خبري نيست.
حاج آقا! بعد از آنكه انتخابات مورد تأييد مقام معظم رهبري قرار گرفت و حكم رياست جمهوري توسط نايب امام زمان تنفيذ شد و دستگير شدگان غائله بعد از انتخابات آن اعترافات تكان دهنده را داشتند، بخصوص اعترافات آقاي ابطحي، رفتن به ملاقات آقاي ابطحي از جانب شما چه معنايي دارد؟ آيا حق ميدهيد همان كسانيكه روزي براي پدر شما، حكم امين را داشتند، از شما رنجيده باشند و از شما توضيح بخواهند كه چرا به اين ديدار رفتيد؟ چرا از مجمع روحانيون كه علناً در برابر فرمان رهبر انقلاب ايستادند، تبري نجستيد؟
نگاهي به خطبه نماز جمعه خود و ديگر خطباي جمعه مراكز استانها در موضعگيري نسبت به جسارت به عكس امام بيندازيد. آيا جاي اين سؤال باقي نميماند كه چرا شما چنين موضعگيري كرديد و آيا نبايد شديدتر موضع ميگرفتيد؟ اگر شهيد محراب (ره) بود اين چنين موضع ميگرفت؟ حاج آقا! وقتي فيلم تظاهرات مردم تبريز را ديدم كه چگونه آيت ا... محسن شبستري نماينده ولي فقيه بر سر خود ميزند، و يا سخنان مرجع عاليقدر آيت ا... نوري همداني كه آن شجاعت را از خود نشان دادند و مصاحبه شما را در تجمع مردم يزد ديدم، واقعاً از خود سؤال كردم اگر آيت ا... صدوقي ميبود همانند فرزند خود عمل ميكرد؟ همان مردي كه سينه خود را دربرابر گلوله عمال رژيم پهلوي قرار داد.
حاج آقا صدوقي! آنچه ما امروز شاهد هستيم، برخاسته از حوادث پس از انتخابات نيست. اين همه جسارت و گستاخيها، حاصل 8 سال استيلاي دولت اصلاحات يا بهتر بگوييم دولت فرهنگ اسلامي برانداز خاتمي است. نطفه آن در دوره رياست جمهوري آقايان هاشمي و خاتمي بسته شد؛ نطفهاي كه تداعي كننده نطفهاي است كه حكومت اسلامي آندلس را سرنگون كرد؛ نطفهاي كه مشروطه مشروعه را خفه كرد و استيلاي آمريكا را در نهضت ملي شدن نفت باعث شد. ولي ملت شجاع و ولايتمدار اجازه نخواهد داد تا اين نطفه بسته شود و مولود حاصل شده فوق را، نابود خواهد كرد. حاج آقا! حق بدهيد كه نگران باشيم. حق بدهيد كه بيش از پيش سر بر آستان ولايت ائمه طاهرين سائيده و از ولايت فقيه كه استمرار ولايت ا... است دفاع نموده و جان فدا كنيم. تاريخ مبارزاتي اين ملت نشان داده است كه دفاع از اسلام و شيعه، در رگ و پوست و جان او ريشه دوانده است. بگذاريد در پايان بار دگر اين كلام گهربار امام خميني (ره) را در وصف آيت ا... شهيد محراب صدوقي يادآور شوم كه “يزد سرپرستي دانشمند را از دست داد.” يزد واقعاً يتيم شد و هنوز غبار بيپدري بيش از پيش ما را ميآزارد.
حاج آقا صدوقي! البته فرزندان ولايي خميني نستوه، هرگز جسارت به بيت شريف آن يادگار دوران و امين امام راحل را برنميتابند و به شدت محكوم ميكنند. مطمئن باشيد فرزندان حزب ا... آن زمان كه علي زمان دستور دهد به صحنه كارزار آيند، كفن پوشيده و حرمتشكنان و فتنهگران را براي هميشه به مزبله تاريخ خواهند سپرد؛ ولي عزيز بزرگوار! شما نماينده ولي فقيه هستيد؛ نگذاريد بيت شما محل رفت و آمد كساني باشد كه از پول امام زمان ميخورند و به امام زمان و نائبش جسارت ميكنند، بسيج اين يادگار خميني كبير را هتك حرمت ميكنند، آن هم بر سر منبري كه جاي بيان كلام ا... و سيره انبيا و اولياء است. هر چند كه اقيانوس عزت اسلامي مواج خواهد ماند.

