تبليغاتX
ارزش نیوز - فرازهایی از پیام امام خمینی(ره)

 امروز جهان تشنه فرهنگ اسلام ناب محمدى است. و مسلمانان در یک تشکیلات بزرگ اسلامى رونق و زرق و برق کاخهاى سفید و سرخ را از بین خواهند برد. امروز خمینى آغوش و سینه خویش را براى تیرهاى بلا و حوادث سخت و برابر همه توپها و موشکهاى دشمنان باز کرده است و همچون همه عاشقان شهادت، براى درک شهادت روزشمارى مى‏کند. جنگ ما جنگ عقیده است، و جغرافیا و مرز نمى‏شناسد. و ما باید در جنگ اعتقادى‏مان بسیج بزرگ سربازان اسلام را در جهان به راه اندازیم. ان‏شاءاللّه‏ ملت بزرگ ایران با پشتیبانى مادى و معنوى خود از انقلاب، سختیهاى جنگ را به شیرینى شکست دشمنان خدا در دنیا جبران مى‏کند. و چه شیرینى بالاتر از اینکه ملت بزرگ ایران مثل یک صاعقه بر سر امریکا فرود آمده است. چه شیرینى بالاتر از اینکه ملت ایران سقوط ارکان و کنگره‏هاى نظام ستمشاهى را نظاره کرده است و شیشه حیات امریکا را در این کشور شکسته است. و چه شیرینى بالاتر از اینکه مردم عزیزمان ریشه‏هاى نفاق و ملیگرایى و التقاط را خشکانیده‏اند. و ان‏شاءاللّه‏ شیرینى تمام ناشدنى آن را در جهان آخرت خواهند چشید. نه تنها کسانى که تا مقام شهادت و جانبازى و حضور در جبهه پیش رفته‏اند، بلکه آنهایى که در پشت جبهه با نگاه محبت‏بار و با دعاى خیر خود جبهه را تقویت نموده‏اند از مقام عظیم مجاهدان و اجر بزرگ آنان بهره برده‏اند.خوشا به حال مجاهدان! خوشا به حال وارثان حسین ـ علیه‏السلام!

     اذناب امریکا باید بدانند که شهادت در راه خدا مسئله‏اى نیست که بشود با پیروزى یا شکست در صحنه‏هاى نبرد مقایسه شود. مقام شهادت، خود اوج بندگى و سیر و سلوک در عالم معنویت است. نباید شهادت را تا این اندازه به سقوط بکشانیم که بگوییم در عوض شهادت فرزندان اسلام تنها خرمشهر و یا شهرهاى دیگر آزاد شد. تمامى اینها خیالات باطل ملیگراهاست. ما هدفمان بالاتر از آن است. ملیگراها تصور نمودند ما هدفمان پیاده کردن اهداف بین‏الملل اسلامى در جهان فقر و گرسنگى است. ما مى‏گوییم تا شرک و کفر هست، مبارزه هست. و تا مبارزه هست، ما هستیم. ما بر سر شهر و مملکت با کسى دعوا نداریم. ما تصمیم داریم پرچم «لا اله الاّ اللّه‏» را بر قلل رفیع کرامت و بزرگوارى به اهتزاز درآوریم.

 همه مى‏دانند که ما شروع کننده جنگ نبوده‏ایم. ما براى حفظ موجودیت اسلام در جهان تنها از خود دفاع کرده‏ایم. و این ملت مظلوم ایران است که همواره مورد حمله جهانخواران بوده است؛ و استکبار از همه کمینگاههاى سیاسى و نظامى و فرهنگى و اقتصادى خود به ما حمله کرده است.

      و اما در مورد قبول قطعنامه که حقیقتاً مسئله بسیار تلخ و ناگوارى براى همه و خصوصاً براى من بود، این است که من تا چند روز قبل معتقد به همان شیوه دفاع و مواضع اعلام شده در جنگ بودم و مصلحت نظام و کشور و انقلاب را در اجراى آن مى‏دیدم؛ ولى به واسطه حوادث و عواملى که از ذکر آن فعلاً خوددارى مى‏کنم، و به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد و با توجه به نظر تمامى کارشناسان سیاسى و نظامى سطح بالاى کشور، که من به تعهد و دلسوزى و صداقت آنان اعتماد دارم، با قبول قطعنامه و آتش بس موافقت نمودم؛ و در مقطع کنونى آن را به مصلحت انقلاب و نظام مى‏دانم. و خدا مى‏داند که اگر نبود انگیزه‏اى که همه ما و عزت و اعتبار ما باید در مسیر مصلحت اسلام و مسلمین قربانى شود، هرگز راضى به این عمل نمى‏بودم و مرگ و شهادت برایم گواراتر بود. اما چاره چیست که همه باید به رضایت حق تعالى گردن نهیم. و مسلّم ملت قهرمان و دلاور ایران نیز چنین بوده و خواهد بود.

  مسلّم خون شهیدان، انقلاب و اسلام را بیمه کرده است. خون شهیدان براى ابد درس مقاومت به جهانیان داده است. و خدا مى‏داند که راه و رسم شهادت کور شدنى نیست؛ و این ملتها و آیندگان هستند که به راه شهیدان اقتدا خواهند نمود. و همین تربت پاک شهیدان است که تا قیامت مزار عاشقان و عارفان و دلسوختگان و دارالشفاى آزادگان خواهد بود. خوشا به حال آنان که با شهادت رفتند! خوشا به حال آنان که در این قافله نور جان و سر باختند! خوشا به حال آنهایى که این گوهرها را در دامن خود پروراندند!

     خداوندا، این دفتر و کتاب شهادت را همچنان به روى مشتاقان باز، و ما را هم از وصول به آن محروم مکن. خداوندا، کشور ما و ملت ما هنوز در آغاز راه مبارزه‏اند و نیازمند به مشعل شهادت؛ تو خود این چراغ پر فروغ را حافظ و نگهبان باش. خوشا به حال شما ملت! خوشا به حال شما زنان و مردان! خوشا به حال جانبازان و اسرا و مفقودین و خانواده‏هاى معظم شهدا! و بدا به حال من که هنوز مانده‏ام و جام زهرآلود قبول قطعنامه را سر کشیده‏ام، و در برابر عظمت و فداکارى این ملت بزرگ احساس شرمسارى مى‏کنم. و بدا به حال آنانى که در این قافله نبودند! بدا به حال آنهایى که از کنار این معرکه بزرگِ جنگ و شهادت و امتحان عظیم الهى تا به حال ساکت و بى‏تفاوت و یا انتقاد کننده و پرخاشگر گذشتند!

     آرى، دیروز روز امتحان الهى بود که گذشت. و فردا امتحان دیگرى است که پیش مى‏آید. و همه ما نیز روز محاسبه بزرگترى را در پیش رو داریم. آنهایى که در این چند سالِ مبارزه و جنگ به هر دلیلى از اداى این تکلیف بزرگ طفره رفتند و خودشان و جان و مال و فرزندانشان و دیگران را از آتش حادثه دور کرده‏اند مطمئن باشند که از معامله با خدا طفره رفته‏اند، و خسارت و زیان و ضرر بزرگى کرده‏اند که حسرت آن را در روز واپسین و در محاسبه حق خواهند کشید. که من مجدداً به همه مردم و مسئولین عرض مى‏کنم که حساب اینگونه افراد را از حساب مجاهدان در راه خدا جدا سازند؛ و نگذارند این مدعیان بى‏هنر امروز و قاعدین کوته‏نظر دیروز به صحنه‏ها برگردند... من در میان شما باشم و یا نباشم به همه شما وصیت و سفارش مى‏کنم که نگذارید انقلاب به دست نااهلان و نامحرمان بیفتد. نگذارید پیشکسوتانِ شهادت و خون در پیچ و خم زندگى روزمره خود به فراموشى سپرده شوند.

      من باز مى‏گویم که قبول این مسئله براى من از زهر کشنده ‏تر است؛ ولى راضى به رضاى خدایم و براى رضایت او این جرعه را نوشیدم. و نکته‏اى که تذکر آن لازم است این است که در قبول این قطعنامه فقط مسئولین کشور ایران به اتکاى خود تصمیم گرفته‏اند. و کسى و کشورى در این امر مداخله نداشته است.

     مردم عزیز و شریف ایران، من فرد فرد شما را چون فرزندان خویش مى‏دانم. و شما مى‏دانید که من به شما عشق مى‏ورزم؛ و شما را مى‏شناسم؛ شما هم مرا مى‏شناسید. در شرایط کنونى آنچه موجب امر شد تکلیف الهى‏ام بود. شما مى‏دانید که من با شما پیمان بسته بودم که تا آخرین قطره خون و آخرین نفس بجنگم؛ اما تصمیم امروز فقط براى تشخیص مصلحت بود؛ و تنها به امید رحمت و رضاى او از هر آنچه گفتم گذشتم؛ و اگر آبرویى داشته‏ام با خدا معامله کرده‏ام. عزیزانم، شما مى‏دانید که تلاش کرده‏ام که راحتى خود را بر رضایت حق و راحتى شما مقدّم ندارم. خداوندا، تو مى‏دانى که ما سر سازش با کفر را نداریم.

     خداوندا، تو مى‏دانى که استکبار و امریکاى جهانخوار گلهاى باغ رسالت تو را پرپر نمودند. خداوندا، در جهان ظلم و ستم و بیداد، همه تکیه‏گاه ما تویى، و ما تنهاى تنهاییم و غیر از تو کسى را نمى‏شناسیم و غیر از تو نخواسته‏ایم که کسى را بشناسیم. ما را یارى کن، که تو بهترین یارى کنندگانى. خداوندا، تلخى این روزها را به شیرینى فرج حضرت بقیة‏اللّه‏ ـ ارواحنا لتراب مقدمه الفداء ـ و رسیدن به خودت جبران فرما.

          من در اینجا به جوانان عزیز کشورمان، به این سرمایه‏ها و ذخیره‏هاى عظیم الهى و به این گلهاى معطر و نوشکفته جهان اسلام، سفارش مى‏کنم که قدر و قیمت لحظات شیرین زندگى خود را بدانید؛ و خودتان را براى یک مبارزه علمى و عملى بزرگ تا رسیدن به اهداف عالى انقلاب اسلامى آماده کنید.

      در خاتمه، از پیشگاه مقدس پروردگار، که الطاف بیکران خود را بر این ملت ارزانى داشته است، تشکر و قدردانى مى‏کنم. و از محضر مقدس بقیة‏اللّه‏ ـ ارواحنا فداه ـ عاجزانه مى‏خواهیم که ما را در مسیر و هدفمان مدد و رهبرى فرماید. خداوند متعال به خانواده‏هاى شهدا صبر و اجر، و به مجروحین و معلولین شفا عنایت فرماید؛ و اسرا و مفقودین را به وطن خویش باز گرداند. خداوندا، از تو مى‏خواهیم آنچه مصلحت اسلام و مسلمین است را براى ما مقدر فرمایى. انَّکَ قَریبٌ مُجیبٌ. والسلام علیکم و رحمة‏اللّه‏ و برکاته.

پنجم ذى‏حجه  1408  /   29/4/67

 ********************************

چند نکته ناگفته:1- امام راحل وعده دادند حوادث و عواملی که باعث قبول قطعنامه شد به امید خداوند در آینده روشن خواهد شد. همه شاهد بودیم که اکبر هاشمی بهرمانی در تبلیغات تلویزیونی اش در خرداد 1384 به صراحت اعلام نمود « من جنگ را تمام کردم » به نظر می رسد با این اقرار وعده حضرت امام (ره) محقق شد و رمز و راز زیادی در این جمله نهفته و این اقرار بزرگ بازگو کننده این است که وی نقش محوری را در ایجاد حوادث و عوامل بر عهده داشته است.    

2- شاهد بودیم کسانی که زمینه های نوشاندن جام زهر به حضرت امام (ره) را فراهم کردند در سالهای پس از جنگ و بخصوص در سال گذشته محوریت فتنه ها را نیز عهده دار بوده و کجراهه خود را همچنان ادامه می دهند.

 3- چند سال قبل فرماندهی فعلی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی سرلشکر جعفری در صدا و سیما در خصوص تصمیم اواخر سال 1366 در انتقال عمده قوا به شمال غرب کشور (در آستانه زمستان) بیان نمود همه فرماندهان با این تصمیم مخالف بوده و آن را بر خلاف قواعد نظامی می دانستند. بر این اساس گویا آن آقایی که ادعا کرده من جنگ را تمام کردم و فرماندهی جنگ را عهده دار بوده اصرار بر انجام چنین اشتباه بزرگی داشته، اشتباهی که بسیاری از فرماندهان تیزبین خسارات جبران ناپذیر آن را پیش بینی  می کردند و دیدیم که در آن هوای سرد زمستانی و مناطق صعب العبور که مانعی بزرگ برای جنگ کلاسیک بود بسیاری از امکانات و تجهیزات و نیروی انسانی ما مستهلک شد و دشمن توانست با حفظ عمده قوای خود در جنوب و با استفاده از نیروهای موجود در منطقه و بمب های شیمیایی که تأثیرات آن در مناطق کوهستانی چند برابر بود ضربات بسیار سنگینی را به نیروهای ما وارد نموده و آن شد که شد و مناطقی چون فاو و شلمچه توسط دشمن تصرف و تا اندازه ای ابتکار عمل به دست دشمن افتاد و علی رغم قبول قطعنامه باز دشمن بعثی به تجاوزات خود در جنوب ادامه داد و منافقین را با لشکرهایی مجهز از طریق قصر شیرین راهی تهران نمود که با ایستادگی و حضور پرشور بسیجیان به جبهه ها و امدادهای غیبی جلوی تحرکات بسیار خطرناک دشمن گرفته شد.

+ نوشته شده توسط علی اصغر باقری در پنجشنبه 7 مرداد1389 و ساعت |